از خواب گران، خواب گران، خواب گران خیز
علامه اقبال لاهوری پیش آهنگ بیداری اسلامی و خودباوری را از نو بشناسیم
علامه محمد اقبال لاهوری (18 آبان 1256سیالکوت تا 1 اردیبهشت 1317 لاهور) به لحاظ ادبی و عقیدتی دارای چنان ظرفیتی است که دکتر شریعتی وی را ایرانی ترین خارجی و شیعه ترین سنی خوانده است. متفکری عمیق که نخستین کسی است که ایده کشوری مستقل برای مسلمانان هند را مطرح می کند و با محمدعلی جناح (پدر استقلال پاکستان) به لحاظ سیاسی و توماس آرنولد و ادوارد براون و نیکلسون (شارح مولانا) مراودات علمی داشت. محمد اقبال که اشعارش بیش از اردو به فارسی سروده شده از دانشگاه های معتبر اروپایی در رشته های فلسفه و حقوق دکترا می گیرد و با درک ساحت غرب خاصه بعد استعماری اش از نخستین پیشاهنگی است که درفش بیداری امت اسلامی و ملل شرقی را بر می دارد و با اشعاری ملهم از مولانا که تلاطم امواج دریا و دف و مارش را در خود نهفته دارد خفتگان و استعمار زدگان را دعوت به بیداری و خیزش و خودکفایی و بریدن از دامان افرنگ می نماید که پس از استقلال بخش مسلمان نشین هند نامی پارسی «پاکستان» برآن گزارده می شود.
حال اگر بخواهیم در گذر از سال «جهاد اقتصادی» که با بیداری اسلامی در عرصه خاورمیانه همراه بوده به سال مبارک «تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی» در آییم به نظر می رسد لولا و فصل مشترکی مهم برای این هر دو، مضامین ناب و بلند و رو به نیسان این متفکر بزرگ بیدارگر باشد. آنجا که در بیداری اسلامی می سراید :
ای غنچه خوابیده چو نرگس نگران خیز!
کاشانه ما رفت بتاراج غمان خیز!
از ناله مرغ چمن، از بانگ اذان خیز!
از گرمی هنگامه آتش نفسان خیز!
از خواب گران، خواب گران، خواب گران خیز!
از خواب گران خیز!...
فریاد ز افرنگ و دلاویزی افرنگ
فریاد ز شیرینی و پرویزی افرنگ
عالم همه ویرانه ز چنگیزی افرنگ
معمار جرم، باز به تعمیر جهان خیز!
او در اشعاری دیگر به ضرورت خودکفایی و باور شرقی در تولید و مصرف اشاره داشته و می گوید :
آنچه از خاک تورُست ای مرد حرّ / آن فروش و آن بپوش و آن بخور/ آن جهان بینان که خود را دیده اند/ خود گلیم خویش را بافیده اند/ ای امین دولت تهذیب و دین / ان ید بیضا برآر از آستین / خیز و از کار آمم بگشاه گره/ نقشه اَفرنگ را از سر بنه/ نقشی از جمعیت خاور فکن / واستان خود را از دست اهرمن/ ای اسیر رنگ، پاک از رنگ شو/ مومن خود، کافر افرنگ شو/ رسته سود و زیان در دست توست/ آبروی خاوران در دست توست/ اهل حق را زندگی از قوّت است/ قوّت هر ملّت از جمعیت است
و خطاب به از خود باختگان و خفتگان شرقی و مسلمان که در بند استعمار اند با یادآوری حقوق آنها آزادی و آزادگی و عزّت مندی را یادآور می شود که :
برکش آن نغمه که سرمایه آب و گل تست
ای زخود رفته تهی شو ز نوای دگران
علامه اقبال لاهوری نمی بایست یک خارجی برای ما ایرانیان و یا مسلمانان تلقی شود. اقبال حق بزرگی بر فرهنگ بیداری و اسلامی داشته و شایسته است هر جا ایرانیان و مسلمانان حضور دارند یاد و نام وی را گرامی بدارند و در نقب زدن به اندیشه بلند وی و معرفی آن خاصه به نسل جوان فروگذار ننمایند.
اقبال متفکر معاصر از آن جهت نیز مظلوم است که حتا از «بیدل دهلوی» دیگر همتای شاعر کلاسیک خود در شبه قاره هند علیرغم مضامین عینی و ملموس اشعارش کمتر شناخته شده است. بیشتر اشعارش به فارسی است (7 هزار بیت از 12 هزار) اما در مهد زبان پارسی ایران نیز به وی پرداخته نمی شود که خوشبختانه نپرداختن به وی از منظر بایکوت نبوده و به خاطر جهل نسبت به جایگاه رفیع و نشناختن ایشان است.
علامه اقبال که او را پیشاهنگی در بیداری اسلامی می دانیم با همه عظمت و ابعاد دانایی اش و با اینکه سنی است اما به شخصیت شگرف امام حسین (ع) به عنوان بیدارگر مسلمانان خفته از طریق مبارزه و شهادت و تفسیر کننده رموز پنهان قرآن متمسک می شود و می گوید :
هرکه پیمان با هو الموجود بست/ گردنش از بند هر معبود رست/ تیغ بهر عزّت دین است و بس / مقصد او حفظ آئین است و بس / خون او تفسیر این اسرار کرد/ ملّت خوابیده را بیدار کرد/ رمز قرآن از حسین آموختیم / زآتش او شعله ها اندوختیم.
اقبال به مادران توصیه می کند که فرزندانی حسین وار که مرکز پرگار عشق است تربیت کننده و در عرض ادب به ساحت حضرت فاطمه می گوید :
مریم از یک نسبت عیسی عزیز/ از سه نسبت حضرت زهرا (س) عزیز/ مادر آن مرکز پرگار عشق/ مادر آن کاروان سالار عشق
پس اقبال شیعه ترین است چرا که در تلاش است تا به شخصیت حسین ابن علی(ع) وقوف یابد و تقرب جوید.
نکته حائز اهمیت دیگر در تحولات شبه قاره و شخصیت هایی کلیدی و کاریزمایی مانند گاندی و محمدعلی جناح و اقبال لاهوری و در ایران پیش از انقلاب اسلامی دکتر محمد مصدق در نهضت ملی کردن صنعت نفت و خلع ید استعمار) در وکیل بودن آنها و دانستن علم حقوق و توجه به کرامت انسانی است که می تواند الگو و محرک مناسبی برای صنف وکلای ایرانی در ایفای نقش بارزتر و موثرتر در تحولات ملی، منطقه ای و جهانی باشد.
در آخر این نوشتار امیدواریم که سالی که با تشخیص حکیمانه رهبر فرزانه انقلاب اسلامی به نام «تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی» مزین شده مبداء و نقطه عطفی باشد برای خودباوری بیشتر و حمایت و مصرف و خرید کالاهای داخلی و داشتن تولیداتی در تراز جهانی و قابل رقابت با نمونه های خارجی (غربی و چینی) با رویکرد کیفیت و قیمت مناسب و مشتری مداری و خدمات پس از فروش. سالی که در آن صادرات فرآورده ها و نه سرمایه های انسانی و نخبگانی و کانی و معدنی و نفتی آن هم به صورت خام فروشی بر واردات فزونی گیرد و علم مدیریت و حقوق و بازرگانی و رسانه نیز پا به پای تولید وسعت گرفته چنان که این ملت پیشتاز در بازرگانی و تجارت با موقعیت ممتاز پل واصل شرق و غرب جهان و کلیدور ارتباطی انها از حال تا به قدیم (گذر جاده ابریشم از این خاک) به جایگاه بایسته خود برسد و بر عزت و اقتدار و کرامت و ثروت و تولید و در نهایت رشد انسانی و «استقلال» اش- که یکی از ارکان مهم انقلاب در کنار «آزادی» و «جمهوری اسلامی» است- افزوده گردیده و تحقق و نمود بیشتری و پررنگ تری بیابد. انشاالله
پی نوشت: برای اطلاع بیشتر ن.ک به مسلمانان در نهضت آزادی هندوستان ترجمه آیت الله سید علی خامنه ای
17 فروردین ماه 1391