تبليغاتX
شطح / در شرح آن الف - و آتشی به وادی حیرت ...

نوشته های امید حلالی در زمینه ادبیات، نقد ، شعر ، جامعه شناسی و سیاست

 منوچهر آتشی سر خیل قبیله ی شعرا هم رفت.

یاد روزی می افتم که در بوشهر به اتفاق دوستان عزیزم رضا بختیاری اصل و سیامک برازجانی و چراغ همیشه فروزان دریاهای گرم جنوب محمد بیابانی با آتشی ساعات غریبی را با هم سر آوردیم .

شعر خواندیم و سرخیل قبیله ی شعرای جنوب هم و از شعر گفت و شاعران و خاطرات.

فردایش جلسه شعر خوانی و سخنرانی بود انگار که همین دیروز.

به منوچهر گفتم : حیف است که بعضی ها شما را در حد همان اسب سپید وحشی و عبدوی جط و ... چند شعر پر شکوه اوان کار می بینند و کارهای دیگر جدید و جوان شما را چشم می پوشند.

گفت : مثل چه شعرهای تازه ای؟

گفتم : سمفونی دهم بتهون

و آن شب آتشی بزرگ سمفونی دهم بتهون را از پشت تریبون خواند و من هم خطابه ای را در مورد شعر جنوب و جنوب با همه ی پیوستاری اش قرائت کردم .

آتشی حق بزرگی در شکفتگی شعر جنوب دارد. به طوری که به یقین می توان وی را اول نام گزار و حامی و علاقمند شعر جنوب دانست.

و اکنون ما مرور می کنیم بی او جنوبگان را و حتم که آتشی آن طور که خود سرود : به وادی حیرت است.

در این بین آنچه دل مرا بیش از هر چیز به درد آورد برخورد سبکسرانه و غیر فرهنگی نماینده بوشهر است که ظرف چند روز گذشته پس از آنکه آتشی یکی از برگزیدگان جشن چهره های ماندگار در حوزه ادبیات گردید به این انتخاب پرخاش کرد.

یقینا روزگار امثال این بی خرد را جارو خواهد کرد و به خاکدان خواهد ریخت و در عوض آتشی ها را جایگاهی رفیع خواهد داد.

درگذشت آتشی به همه دوستداران ادبیات ناب ایران زمین تسلیت باد و باقی بقایتان .

امید حلالی

شامگاه ۲۹ / ۸ /۸۴

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم خرداد 1385ساعت 20:36  توسط امید حلالی  |