|
|
|
|
|
امید حلالی: حیات مقدم در سفر زیارتی به مشهد به سر می برده که یا خود به تصمیم می رسد و یا پس از فراخوانده شدن به تهران استعفای خود را تسلیم رییس جمهور می دارد و بدین ترتیب وی نخستین استاندار خوزستان می شود که پس از انقلاب از سمت خود با استعفا کناره گیری می کند. خبر در ابتدا بسیار مبهم بود. در مطلب کوتاهی که خبرگزاری مهر منتشر کرد از تهدید به استیضاح وزیر کشور توسط نمایندگان خوزستان در واکنش به استعفای حیات مقدم اشارتی ضعیف شده بود که به قامت شایعات گهگاهی این دوساله پس از انتصاب استاندار مبنی بر عزل و تغییر وی لباسی مرئی و قابل لمس پوشاند. بلافاصله موسی پور معاون پارلمانی وزیر کشور در مقابل خبر استیضاح وزیر دستگاه متبوعش موضع گرفت و آن را شبیه یک شوخی دانست. کنایه ای که چند ساعت بعد رنگ واقعیت گرفت چرا که 12 نفر از نمایندگان خوزستانی برای مذاکره با وزیر به شکل سرزده به دفتر وی رفتند و پورمحمدی آنان را قانع کرد که مایل به ادامه همکاری با حیات مقدم است اما خود وی استعفا کرده است و بهتر است نمایندگان با او صحبت کنند تا در فرصتی کارهای نیمه تمام را به سرانجام برساند. البته این شوک خبری که بنا به اذعان کارشناسان، خوزستان فعلن آمادگی پذیرش آن را نداشت سه پیش خبر را با خود داشت: نخست عزل چند مدیر با سابقه خوزستان، دوم مخالفت استاندار با گزینه پیشنهادی شورای شهر اهواز برای شهرداری، سوم و مهم تر از همه نیز مباحث حادی که بر سر تغییر مدیر منطقه آزاد اروند آقای دکتر عباسی در آبادان و خرمشهر بوجود آمد و حمایت مسئولان و معتمدان محلی و جمعی از جانبازان و رزمندگان این دو شهر از مدیریت مغضوب اروند. صرفنظر از اینکه کدام یک از عکس العمل های حاصل از این موارد در استعفای حیات مقدم دخیل بوده اند به طوری که فعلن اطرافیان هر یک از این سه جریان، استعفا و یا عزل استاندار را نتیجه فشار خود می دانند اما ذکر این نکته ضروری ست که کارگاه بزرگی به نام خوزستان که محل استقرار عمده ای برای صنایع ملی ست و قریب 5 میلیون ایرانی را در خود جای داده و صاحب مرزی طولانی و حساس با همسایگان جدید انگلیسی و امریکایی ست بیشتر از هر چیز به ثبات و تعامل و مردم داری و تلاش و ایجاد منافع برای شهروندانش و جبران عقب ماندگی از نرخ متوسط توسعه کشور و رسیدگی به حاشیه های کلانشهر اهواز و بازسازی بافت های فرسوده و تعیین تکلیف صنعت شهرهای فرسوده نیازمند است. خوزستان دارای اقوام متکثر و گرایش های سیاسی همه رنگ حتا تند تر از پایتخت است که این دو خصلت در ترکیب با هم به شدت این استعداد را دارند که در بزنگاه هایی این استان استراتژیک را به محل صف آرایی های آشتی ناپذیر فرصت سوز و پر هزینه تبدیل نمایند. حیات مقدم هر چه بود و هر چه کرد منتقدان و موافقانش بر یک نکته اذعان دارند که وی در مسائل امنیتی به مدد معاون وارد و خبره اش فرخ نژاد بخوبی عمل کرد و بساط بمب گزاری ها را از دست و پای جامعه برچید، سپس طیف های مختلف خاصه مدیران و اصول گرایان را با هارمونی واحد حرکت و تلاش و محرومیت زدایی هماهنگ و همراه ساخت. او که در ابتدا از در چالش و بی اعتنایی با رسانه ها درآمده بود بعدها به ترمیم رابطه خود با این تصمیم یاران پرداخت و در غائله موسوم به م/الف جانب آنها را گرفت و همچنین با علمای خوزستان که تاثیری بسزا در مسائل استان دارند رابطه ای حسنه برقرار ساخت. استانداری خلبان حیات مقدم دارای خصیصه ای بود که دیگر سیزده هم رده وی در استانداری فاقد آن بوده اند: حمایت جمعی و قاطع تمامی نیروهای موثر از وی و نداشتن مخالف جدی در میان آنها که البته به تدریج و پس از آنکه امتیازات مختصری را به گروه ها و افراد واگذار کرد و با از دست دادن معاونت قدرتمند امنیتی استانداری بعدها در چندین جبهه خودش را درگیر ساخت و به یاری قدرت بلامنازع حکومتی اش خرده مقاومت ها را از سر راه برداشت ، منتقدانی نه چندان جدی از گوشه و کنار برخواستند اما هیچ کدام آنقدر جدی نبودند که استاندار را از مرکب قدرت پیاده کنند. به هرحال عمر متوسط دو ساله استانداران خوزستان برای حیات مقدم که تبار و خواستگاهی هندیجانی دارد - شهری در منتهی الیه جنوب شرقی خوزستان- نیز صائب درآمد هرچند که هنوز بسیاری از نمایندگان و مدیران و فعالین سیاسی را اعتقاد و اصرار بر ادامه کار ایشان است و در این جهت تلاش هایی نیز در حال انجام است اما مهم تر از تمام افراد دخیل در ماجرا، استانی ست که تاوان عزل و نصب های غیر کارشناسی و شتاب زده را می دهد. مثل عزل دکتر عباسی که در ماه 5 سال 85 در منطقه آزاد اروند مسئولیت می یابد و کمتر از یک سال علیرغم عملکرد مطلوب تحت فشار برخی لابی های رانتی و در فضایی متشنج کنار گذاشته می شود و یا همین استعفای شتابناک استاندار. خوزستان هزینه های فراوانی داده تا چند نفری از نیروهای بومی اش مشق استاندار شدن را بنمایند و اختلاف نظرها و تفاوت مشرب ها و گونه گونی نحله های سیاسی اش نیر همواره مزید بر علت بوده که استاندارانش عمر مدیریتی کوتاهی داشته باشند. عزل یا استعفا؟ و پاسخ هر چه باشد چرا؟آیا این عمر کوتاه مدیریتی کفاف اجرایی کردن طرح های یک مدیر و تیم همراهش را می دهد؟ این سئوالاتی ست که پاسخ دادن به آنها از عهده یک ستون سرمقاله خارج است و باید در کارگاهی هم اندیشی به تحلیل آن پرداخت. کارگاهی که در صورت برگزاری آن می توان پالس واحدی را به عنوان خروجی و عصاره حاصل از آن به مرکز فرستاد که استاندار بعدی خوزستان از نظر نخبگان خوزستان چه شرایطی باید داشته باشد. به عنوان آخرین دغدغه این نوشتار باید مطرح کرد که آیا خوزستانی هایی که طرف مشورت برای استعفا نبوده اند آیا برای انتصاب فردی جدید به رای و نظرشان رجوع می شود؟ |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 18:8 توسط امید حلالی
|
|
||