|
|
|
|
|
سپس بلافاصله همانطور که انتظار می رفت اما آنچه به بهانه این ماجرا قابل مطرح کردن است: لغت ”توسعه“ در فرهنگ آکسفورد به معناي رشد تدريجي در جهت پيشرفتهترشدن, قدرتمندترشدن و حتي بزرگترشدن است . توسعه را كوششي براي ايجاد تعادلي تحققنيافته يا راهحلي است در جهت رفع فشارها و مشكلاتي كه پيوسته بين بخشهاي مختلف زندگي اجتماعي و انساني وجود دارد، دانسته اند و البته در بسیاری جوامع پيشرفت فكري و اخلاقي انسان با پيشرفتهاي فني (و فناورانه) همساني ندارد, و يا اينكه فرهنگ عامه با تكنيكهاي وسايل ارتباط جمعي هماهنگي ندارد. بروكفليد توسعه را برحسب پيشرفت به سوي اهداف رفاهي نظير كاهش فقر, بيكاري و نابرابري تعريف می کند. توسعه در خود تجديد سازمان و سمتگيري متفاوت كل نظام اقتصادي-اجتماعي را به همراه دارد و علاوه بر اينكه بهبود ميزان توليد و درآمد را دربردارد, شامل دگرگونيهاي اساسي در ساختهاي نهادي, اجتماعي-اداري و همچنين ايستارها و ديدگاههاي عمومي مردم است. توسعه در بسياري از موارد, حتي عادات و رسوم و عقايد مردم را نيز دربرميگيرد. از سایر آرمان های نو شدن می توان به موارد زیر اشاره داشت: خردگرایی ، توسعه دانش و اجرای موثر برنامه ریزی توسعه ، افزایش بهره وری ، ارتقا سطح زندگی ، برابری اقتصادی و اجتماعی ، بهبود نهادها و رفتارها و عادات و رسوم ، استحکام و قوام ملی ، استقلال ملی ، دموکراسی به طور ریشه ای و گسترده در جامعه ، انضباط اجتماعی بازسازی جامعه بر اساس بصیرت های نو اما تعریف دیگری ست که می توان ارائه داد و البته برای توسعه پایدار یا توسعه سالم توجه به ظرفیت های اخلاقی و انسانی در کانون توجه قرار می گیرد. در این نظریه توسعه و صنعتی که تاریخ و محیط زیست و حیات انسانی را به چالش بطلبد نکوهیده است اما باید توجه داشت که بلوکه کردن طرح هایی که منجر به تحول و نهادسازی های جدید اجتماعی خواهند شد مانند طرح قطار شهری به بها و بهانه ماندگاری صرف در ایستگاه تاریخ یا ایستگاه هرمز اردشیر در کلانشهری مانند اهواز که مورد آماج مهاجرت ها و سرمایه گزاری ها و آسیب های اجتماعی ست نیز پذیرفته شده نیست. آیا می توان تصور نمود که طرحی که میلیون ها متر خاکبرداری دارد به آثار تاریخی برخورد نکند آنهم در جغرافیایی که از جمله نخستین خاستگاه های تمدن بشری ست؟ آیا برای صیانت از تاریخ پیشینی باید رسیدن به تاریخ پسینی و مابعدی را متوقف کرد؟ آیا می توان منکر شد که هر دوره تاریخی و زمانی سازه های عمرانی و تاسیسات خود را خواهد داشت آنچنان که نیاکان ما برای انتقال آب به فواصل دور از سرچشمه و انهار و برای هدایت آبهای زیرزمینی به حفر قنات – افتخار ایرانیان در مهندسی زیرزمینی – روی آوردند و لاجرم امروز سازه کارآمد برای رفع گره های ترافیکی که به سانحه و قتل وقت شهروندان منجر می شود ، نیز حمل و نقل سریع و ارزان قطار شهری ست. سازه ای که مهندسان و کارگران و افراد شاغل در آن را به سوی شکوفایی ظرفیت های فنی و انسانی رهنمون می شود. روبروی هم قرار دادن دو مبحث میراث فرهنگی یا محیط زیست و تاریخ با عمران ، توسعه و پیشرفت به طور قطع نه موجب رضای شهروندان است که می بایست از رفاه و خدمات برخوردار شوند و نه مباهات به تمدن صرف گذشته بدون ساختن امروزی آباد و آزاد کاری پسندیده است. جدا کردن دغدغه های سلیم هویت انگارانه هم از غرض ورزی های متداول سیاسی و منفعت طلبی های دون نکته ای ست که شهروندان و دست اندرکاران می بایست آن را مورد توجه قرار دهند. در هر حال توقف در ایستگاه هرمز اردشیر نباید آنچنان طولانی شود که افکار عمومی در معرض انتخاب دو گزینه متقابل «تاریخ یا توسعه » قرار گیرند. دلسوزان می بایست تاریخ پر شکوه و صولت گذشته را به آینده ایران اسلامی پر بار و صاحب سخن پیوند بزنند. تاریخ به خودی خود فاقد ارزش است مگر آنکه زیربنای ساختن تمدنی شکوفا به همراه تمامی لوازمات و تاسیسات مورد نیاز بشر امروز و آینده شود. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 13:34 توسط امید حلالی
|
|
||