|
|
|
|
|
امید حلالی : قوم بختياري از دير باز تاكنون مهد پرورش مشاهير و نامداراني در عرصه هنر و ادبيات بوده است فرهنگ غني و اصيل بختياري به همراه ظرفيت هاي ويژه زباني بياني اين قوم همواره پشتوانه اي بوده است براي شعرايي كه از ميان اينان برخاسته اند نفوذ فرهنگ بختياري به حدي بوده است كه اگر خواسته باشيم نظري به شعر و ادب منطقه ي جنوبي كشور بيفكنيم مي توانيم ادبيات بطور اعم و شعر بطور اخص را در جنوب كشور به دو بخش تقسيم كينم : ۱- ادبياتي با حال و هواي بختياري ۲- ادبياتي با حال و هواي ساحل نشينان خليج فارس كه پرداختن به هر يك از آنها را به نوشتارهاي بعدي مي سپارم . گونه گوني موقعيت محيطي سكونت ايل بختياري و كوچ عشاير اش را شوريده ي طبيعت ساخته است طبيعتي كه گاه كوه است و كمر و گاه دشت هاي فراخ جاري در آنها نسيم ورود و تش چاله ها و خاكسترهايي كه در پس ايل بر جاي مي ماند پژواك هي هاي شبانان ميان كوه قلب هايي كه براي آيين و سرزمين به طپش اند شجاعت و رشادت ايل مردان و نجابت و شهامت زنان بزرگ منش اش ، روحيه حماسه و تغزل را در ضميرهاي شاعرانش نهاده است شادروان ميرزا لطفعلي صيفوري متخلص به اغثني شاعر و عارف گمنام بختياري از مفاخر ناشخته ايل بختياري و خطه ي خوزستان بوده است . ميرزاي بختياري در سال 1305 هجري قمري در روستاي آرپناه از توابع شهر لالي ديده به جهان گشوده به سال 1392 هجري قمري به ديدار حق شتافت . شعرش از حال و هواي ايل تهي است اما مصداق كامل (( ادبيات براي مردم )) است و تسلط بركلام و قوانين شعر كلاسيك در اشعار وي به چشم مي خورد همچنين ميرزاي بختياري در جاي جاي اشعارش به آياتي از قرآن و احاديثي از ائمه اطهار عليهما السلام اشاره داشته اند كه شعر و كلام ايشان را دلنشين تر نموده است نفخت فيه من روحي دميدند سزاوارش بجز آدم نديدند نظر كن تا چه حدي آب خاك است زجمله بهتران برتر گزيدند اشعارش در قالب (( غزل )) (( مثنوي )) (( قصيده )) چهار پاره (( رباعي )) و (( تك بيت )) و همچنين دو بيتي هايي است كه مصرع اول و مصرع چهارم آن با هم همقافيه اند كه در كار هيچ شاعري تا بحال نديده ام محتوا و درونمايه اشعار ميرزاي بختياري شامل چند بخش است كه با اختصار به بيان آنها مي پردازيم حكمت و اندرز : ناپايداري دنيا ، پايان پذيرفتن عمر آدمي و مرگ امر به معروف و نهي از منكر و بيان تجارب خود و ديگران براي استفاده عموم يكي از مضامين اشعار ميرزا بوده است : كوزه گري كوزه در تنگ داشت بهر فراخيش يكي سنگ داشت سنگ و سبو رفت ز خاطر برون عاقبتش بين كه چه در چنگ داشت سوگ سرود و مرثيه : از ديگر مضامين اشعار ميرزا بيان مظلوميت و غربت آل علي و سوگ سروده هايي در رثاي شهيدان كربلا و آقا امام حسين (ع) است : در ماتم اولاد علي اين چه كسانند پيوسته به غم توام و با آه و فغانند موروث بود مرثيه شان آنكه بخوانند كرو بيان سينه زنان ، مويه كنانند هفتاد و دو تن شهد شهادت بچشيدند بي جرم و گنه بار معصيت بكشيدند تغزلات عرفاني : بي قراري براي رسيدن به وصال حق و تغزلات عارفانه با معبود درونمايه بسياري از اشعار ميرزا را در بر مي گيرد و با اوزاني مناسب و آهنگي زيبا همراه اند كه در انتقال مفهوم به خواننده و ايجاد فضاي رواني در مخاطبين بسيار موثر است : آن يار شكرينم شكر فروش آمد با طوطيان هندي شكر نيوش آمد باد بهار بگذر برطرف شكرستان هر نيشكر كه ديدي از او بجوش آمد عبادت و راز و نياز : اشعار عبادي (( ميرزا )) بسيار خاشعانه و خاضعانه است و چه زيبا مي شود آنجا كه باخصوصيات شعر شيعي كه توام با انقلاب و شهادت و قيام بر عليه جباران و ... همراه مي شود مانند اين سه بيت از يكي از قصايد ميرزا خدايا همه وقت ياري نما زبانم به توحيد جاري نما به ويژه به هنگام رفتن زدار كلام شهادت به يادم بياد به شهد شهادت زبانم بگير بيامرز آنگه روانم بگير شعر ميرزا همانطور كه اشاره شد اكثرا با موسيقي و وزن مناسب و متناسب با مضمون همراه است كه گفتگوي كارشناسانه پيرامون آن فرصت ديگري را مي طلبد و هر چند ممكن است عناصر شعري برتر همانند تخيل ، تصوير ، زباني امروزين و ايهام و ايجاز و ... و معيارهايي را كه ما امروز براي شعر قائليم در شعر ميرزا كمتر به چشم بيايد اما اينها چيزي از ارج و ارزش شعر ميرزا نمي كاهد و مهم اين است كه ميرزا انساني والا متعهد ، معتقد و عارفي بزرگ و شاعري توانمند بوده است كه دلش براي اهل بيت و آيين و مردم و سرزمين اش مي تپيده است و سادگي و تواضع همانطور كه از اشعارش بر مي آيد در ذات او بوده است اميد است كه ديوان اشعارش با چاپي در خور بزودي در دسترس مردم و اهل شعر قرار گيرد . ارائه شده در : کنگره بزرگداشت میرزای بختیاری |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 16:52 توسط امید حلالی
|
|
||