تبليغاتX
شطح / در شرح آن الف - پسا اصلاحات؛ یاد و دریغ چیزی یکسر دیگر

نوشته های امید حلالی در زمینه ادبیات، نقد ، شعر ، جامعه شناسی و سیاست

امید حلالی

۱

نیز این صدای «فرهاد» است با خش هایی رنج ور و سوت هایی از اعماق سوته دلی از شهیدای شهر می گوید که با فانوس خون از راه می رسند. فرهاد می رود در همان غربتی که سروده ماوا بگیرد، صدایش اما می ماند چرا که تنها صداست که می ماند، تنها صداست که از اعماق بر می خیزد و تاریخ را در باران فانوس ها روشن می کند. شهیدای شهر که در همه ادوار دگرگونی، تحول، صیانت، سعادت و عدالت را می خواسته اند تا برای این جامعه به ارمغان آرند.

۲

سر بر آوردن نظم های جدید از دل بحران ها و بن بست ها خود اصلی دیالکتیکی است آنگاه که نظم پیشین به هر روی و روش در عمل نمی تواند توقعات را برآورده سازد. نظم پیشین که هماره دارای اقتدار است از توجیهات فراوان برخودار است، سعی دارد که چالش ها را به تعویق بیفکند لیکن هر ظرف تاریخی، گنجایشی فراتر از دوره ای تعینی (تقدیری؟) ندارد. نگاهی به مکتب انتقادی «فرانکفورت» که چون بخشی  از پیکره مارکسیسم (پوسته ای بیرونی) به پرسش از آن می پردازد شاید نمونه ای باشد برای نظم های پسینی که با وفاداری و پیوستگی به اصل حرکت به تصحیح روش های آن می پردازند.

«پسا اصلاحات» می تواند به عنوان پیشنهادی تلقی گردد که می تواند بر گفتمانی اطلاق شود که برخی روش های نظم پیشین را فاقد کارایی لازم می داند و سودای ایجاد نظمی پسینی دارد که با حفظ جوهره حرکت قبل فرآیندهای تازه ای برای توسعه ، اداره جامعه و روابط بین المللی ، نیز اقتصاد عرضه می دارد.

۳

ضرورت کنار هم قرار گرفتن دانشوران و نیروهای اجتماعی خواهان تحول هم اینک جزو اولویت خواست و پیشنهاد نظم پسینی می تواند واقع شود. انتخاب کابینه دوم خاتمی که متکی بر گزینش و بکارگیری نیروهای قبلی و بعضا نامتجانس و ترکیبی بود آن گونه که نه مطالبات به حق مردم خواهان تحول که سلیقه و طلب کاست های سیاسی متنفذ را برآورد، خود می تواند به عنوان سکندری خوردن اصلاحات! تعبیر گردد. چه اصراری بر کارگزارانی بودن شهردار تهران است؟ چه چیز از عدم تجانس رئیس بانک مرکزی و وزیر اقتصاد و دارایی حاصل می شود؟ آیا تمام ظرفیت های مسئوولیت و اختیارات خود را آزموده ایم که اینک قدرت بیشتری را مطالبه نماییم؟ تا کی انتصابات گردشی وزرا و مدیران کل و استانداران؟ مفاهیم گنگ تعریف نشده و آرمان شهری ممکن است چندسالی ذائقه جامعه ای در حال گذار را تامین کند چه بسا اما که در دراز مدت و با عدم اجرای حداقلی موجب بی اعتمادی گسترده تر گردد.

۴

در موقعیت «پسا اصلاحات» خروج لابی های متنفذ و کم هوادار و چانه زن از رئوس و مناصب و جایگزینی تشکل های مدنی دارای بینش و روش مشخص و پر وزن و بارگیر و مشارکت جو به جای آنها در درون جبهه اصلاحات، تفاوت و تفکیک قائل شدن میان پست های سیاسی با پست های اجرایی، اقتصادی، خدماتی، فرهنگی توسط احزاب پیروز و نخبگان و مخیر نبودن در تعویض های پر هزینه و کم فایده همه پست ها توسط احزاب پیروز تا آنجا که نخبگان اداری، تجربی احساس امنیت شغلی نموده تا دستاوردهای کاری شان با عزل و نصبی جناحی به یکباره بایگانی نشود و ... می تواند مورد توجه جدی قرار گیرد.

محدودیت و ممنوعیت قائل شدن برای ارگان های دارای ردیف بودجه و اعتبار در فعالیت های اقتصادی و گرفتن مجوزها و ... که در عرصه ای نابرابر قادر به از پای درآوردن بخش خصوصی نوپا در کشورند ، تقویت تفکر ملی به جای تفکر منطقه ای – عشیره ای در تخصیص اعتبارات و تحول اساسی در بخش بودجه کشور با نگاه آمایشی و در نظر آوردن امکانات توسعه خاص هر منطقه، رشد و اصلاح ساختار شوراها و ایجاد مدیریت واحد شهری مبتنی بر خدمات رسانی نظام مند تر به شهروندان، تغییر زاویه دید به ایجاد شغل از مشاغل صنعتی کارگاهی- کشاورزی به مشاغل خدماتی برای مرفه تر کردن شهروندان، اصلاح ساختار بیمار اداری، شهرداری ها، بیمارستان ها و آموزش و پرورش، گسترش و تقویت بازارچه های مرزی برای ایجاد ثبات اقتصادی، جمعیتی و در نتیجه ثبات امنیتی در مرزها، به حاشیه راندن مسوولان و نمایندگانی که در مرکز بر هیزم تفرقه و تشتت جناحی می افزایند و در منطقه خود نفاق و کدورت و رقابت های قومی را برمی انگیزند و شارژ می کنند و ... هم می توانند جزو اولویت های رویکردی این موقعیت باشند.

5- تقسیم کار اجتماعی از ضروریات برپایی یک جامعه متعادل است، جامعه ای که در آن مختصات حاکمیت را برآیند نیروهای مختلف اجتماعی مشخص کنند. فلان متن اصول گرایی به زعم خود که از سپردن اداره یک جلسه قصه نویسی به نویسنده ای غیر هماهنگ و به تعبیری غیر خودی در یک فرهنگسرا برآشفته می شود ناخواسته ظلمی را بر دو جریان خودی و غیرخودی عارض می سازد. به راستی اداره یک جلسه قصه نویسی برای آنها پرهزینه تر خواهد بود یا فلان گفت و گو با رادیویی خارجی و صحبت از احیانا سانسور و یا نبودن زمینه کار و مشارکت؟

پسا اصلاحات حضور همگان را و زمینه کاری همگان حتی دیگر اندیشان و غیرخودی ها را محترم می شمارد و سعی در سهیم کردن همه افراد جامعه به تناسب زمینه ها دارد. پسا اصلاحات شاید تاویلی باشد از حاکمیت حق مردم است با تعریض به آن که حاکمیت حق گروه ها و لابی های سیاسی متنفذ نیست، یا حاکمیت غیرگردشی نیست یا حاکمیت پذیرای نخبگان است و به وصل کردن آنان می اندیشد نه فصل کردن آنها.

چاپ شده در روزنامه مردم سالاری ، ۸ مهرماه سال ۸۱، شماره ۲۱۸، صفحه ۲

+ نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 15:56  توسط امید حلالی  |