تبليغاتX
شطح / در شرح آن الف - عکس های فوری از رویاها/ نقدی بر مجموعه شعر خاطرات من، ماه، چاه و باغچه

نوشته های امید حلالی در زمینه ادبیات، نقد ، شعر ، جامعه شناسی و سیاست

امید حلالی: افشین شاهرودی شاعر- عکاس است . او رابطه ای دو سویه مابین شاعری و عکاسی اش برقرار کرده . در عکس هایش شاعر و در شعرهایش عکاس است. مجموعه خاطرات من، ماه، چاه و باغچه از جهاتی با بخش زیادی از شعر کلاسیک و معاصر ما متفاوت است.

شاهرودی در این مجموعه شاعری سوررئال است که از رویاهایش عکس های فوری می گیرد؛ عکس هایی با نگاتیو بنفش. روشنگری های فروید (۱۸۵۶-۱۹۳۵) Sigmund freud درباره اینکه سرچشمه اندیشه ها و رفتار انسان ضمیر ناخودآگاه اوست و ارایه تحلیل هایی پیرامون نقش اساسی (ضمیر ناخودآگاه) در انسان و اینکه ضمیر خودآگاه انسان زیر نفوذ ناخودآگاه انسان قرار دارد، علاوه بر تحولاتی که در روان نشاسی به وجود آورد، در خلق ادبیات مدرن هم سهمی غیر قابل انکار داشت.

نقب زدن انسان به درون خود و بازسرایی کند وکاوهای درونی ، راه را بر خلق آثار هنری سوبژکتیو subjective هموار می کند؛ سوبژکیتوی که حقایق عینی (اوبژه) را در اختیار خود می گیرد.

شاهرودی در این مجموعه شکل ذهنی خود را به شکلی عینی بیان کرده است. سرایش شعرهای این دفتر نیستند مگر ظهور عکس های ذهنی او در لابراتوار زبان. دو محور شاعری و عکاسی همپای هم در کل این اثر حرکت می کنند و شاهرودی مولفی رویابین است که فرآیند انتقال متن به خواننده را بر عهده گرفته است. چگونه ؟ او با پس زدن ضمیر خودآگاه که انباشت گاه تجربیات ، و دانش های اکتسابی ، ارزش های ذهنی حاصل از زندگی فردی در  جغرافیای خاص فرهنگی، تاریخی و ... است، به نفع ضمیر ناخودآگاه که در تمامی انسان ها مشترک تر است، از نقش خود به عنوان مولف می کاهد و به خواننده امکان خوانش هایی غیر تحصیلی می دهد. یعنی اینکه در نهایت مولف و خودآگاه به نفع خواننده و ناخودآگاه عقب نشینی می کنند و متن این گونه آغاز می شود.

آغاز خواندن ما ، از شرایط آغازین ذهن و زبان و بیان انجام می شود. ذهن در ناخودگاهی مطلق است. بیان در حالت آغازین خود قرار داد . یعنی اینکه ساده و کودکانه است و به عناصری توجه دارد که یا طبیعی هستند- چون ماه و چاه و باغچه- یا مونث- چون مادر و مرضیه و زن سپید- زبان نیز با بهره گیری از طرح هایی که جزء شعراند – نه چون زائده ای تحمیل شده بر آن- و گاه به جای خود کلمه یا خود حالت به کار رفته اند رویکردی دارد به سرآغاز خود.

زبان شعر در حالت نوشتاری اش بر جنبه های بصری تاکید می ورزد و با ارایه تصویرهایی نه در قالب حرف و آوا و کلمه بلکه به صورت خطی و در نهایت، طرح و تصویر به سمت پیدایی خود حرکت می کند و یادآور خط هیروگلیف را می کند. هیروگلیف ، خط آغاز و آغاز خط است. پس همان طور که مثلا در این نوع خط اولیه به جای نوشتن (مار) شکل مار را می کشیدند، در زبان این شعر نیز چنین اتفاقی می افتد لیکن از آنجا که ذهن و زبان جدا از یکدیگر نیستند و اصولا به اعتقاد ساختارگرایان، ساختار ناخودآگاه در ساختار زبان تعیین می شود، پس همزمان با اینکه عقربه ی آگاهی از مرحله خودآگاه به مرحله آغازین و پایه یعنی ناخودآگاه به عقب کشیده می شود ، عقربه ی زبان نیز به مراحل آغازین خود تا هیروگلیف و بیان اشارت (سیمیولوژی) کودکانه به عقب برده می شود.

شاهرودی در گفتگویی که با راقم این مختصر داشت(۱). تعبیر :«انگار کودک بزرگسالی ناگهان زبان باز کرد و به حرف زدن پرداخت» را در مورد زبان شعری اش در این مجموعه بکار برد که به نظر من تعبیر کاملی است.

شاعر با نشاندن تصویر به جای کلمه، از تمهیدی استفاده می کند که موجب برقراری ارتباطی سریع تر و بی واسطه تر با خواننده می گردد. چطور ؟

از آنجا که هر کلمه یا نشلنه (دال) شکلی عینی یا ذهنی را (مدلول) متبادر خواهد کرد (دلالت)، برای ارتباط و دریافت متن، بخشی از قدرت خلاقه خواننده صرف دلالت کردن می شود؛ پس هرگاه شاعر بتواند (دلالت) را از میانه دال و مدلول حذف گرداند و مدلول را به عنوان بخشی از دال جلوه دهد توانسته است دریافتی منطقی تر و عینی تر از متن داشته باشد.

طرح ها در اشعار این مسئولیت را به عهده دارند.

ام . ای. کی. هلیدی در (زبان شناسی سیستمی- نقشی) که ارایه می دهد قائل به تفسیر هر بخش زبان در نسبت با کل و همچون عنصری نقشی سیستمی اینکه هر عنصر زبانی با ارجاع به نقش آن در کل سیستم زبان توضیح داده می شود.(۲)

افزودن بردال ها (signifiers) و کاهش مدلول ها (signnified) و حذف دلالت برای دریافتی منطقی تر، تمهید شاعر از به کارگیری تصویر و طرح به جای کلمه است.

شعرهای شاهرودی چه آنهایی که در کتاب آمده اند و چه آنها که در مطبوعات به چاپ رسیده اند(۳)، در اجرایی موفق، زیبایی تئوریکی را که در پس خود دارند. آشکار می کنند. علاوه بر شعرهایی که با تکیه بر (تداعی آزاد) خود نگاشته شده اند، بخشی از شعرهای گسسته و پیوسته مجموعه که حول محور (جنگ) می گردند. آثار درخشانی هستند . به نمونه ها دقت کنید. به نظر من کودکانه دردمنداند، به نظر شما چطور؟

دیشب/ یک مسافر عجیب/ از دزفول برگشت./ سیصدگنجشگ و پنجاه کبوتر کشته / در سینه داشت./ مرضیه ، سربزرگش را روی شانه ی کوچکم گذاشت/ و پرنده ها را / عزاداری کرد/...

یا:

امروز/ ماه ، به سربازی رفت./ مادرم می گوید / پوتین بچه گانه پیدا نمی شود/ اما پدرم معتقد است که/ جنگ شوخی بردار نیست!/ سیب ها می رسند/ و باغچه بمباران می شود./ من به مرخصی مرضیه خواهم رفت!.

یا:

مادرم/ علامت یک محاسبه را/ روی شیشه می چسباند./ و باغچه/ برای حل مسئله/ تعداد پروانه ها را / در مفهوم گل ضرب می کند./ ماه/ در آسمان جبهه پاسداری می دهد؛ و چاه/ همچنان می سوزد.

یا :

امشب/ ماه با پوتین های بچه گانه / از جبهه آمده / و حالا – روی پله ها / از سینه های انفجاری مادرم/ شیر می خورد./خانه ، مجروح است.

همچنین:

امروز جنگ تمام شد/ و ماه با یک توپ پلاستیکی / به خانه برگشت./ مادرم / علامت محاسبه را/ از روی شیشه پاک کرد؛ / و به باغچه گفت: / پروانه های سوخته/ ضرب در گل ها منفجر شده/ می شود پانصد و نود و هشت !

 

چاپ شده در مجله عصر پنج شنبه ، شماره 21 و 22 ، مهرماه 1379 ، صفحات 21 و 22

 

پی نوشت ها:

1- مثل حرف زدن با یک گل بنفش، گفتگو با افشین شاهرودی : روزان، شماره 29

2- نگاه کنید به (به سوی زبان شناسی شعر). مهران مهاجر و محمد نبوی، نشر مرکز، 1376، صفحه 15

3- از جمله دو شعر او در (روزان ) شماره 43، اسفندماه 1377 که علاوه بر خواندن کتاب، علاقه به نوشتن این سطور را مضاعف کرد. در شعرهایی که از شاهرودی به عنوان نمونه آوردم. به خاطر سهولت چاپ ، از آوردن شعرهایی که طرح داشتند خودداری نمود.

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 10:18  توسط امید حلالی  |