تبليغاتX
شطح / در شرح آن الف - رنسانس در سکانس صفر ( نقدی عبدالرحمن نیک سرشت بر مجموعه اشعار نیهیل - امیدحلالی)

نوشته های امید حلالی در زمینه ادبیات، نقد ، شعر ، جامعه شناسی و سیاست
مقدمه:  هرکس این بینایی را نداشته باشد یقین بدانید چیزی از من نخواهد فهمید.

« نیمایوشیج»

و چشمانم/ چهره ی تو را چند درجه تاریک تر از دیروز می خواهند/ بیننده ی نابینا وقتی که روی به روی تو می نشیند اینها را می گوید . « ناروایت - نیهیل- ص7»

درون مایه و محتوای زیبا در شعر امروز تنها در فرم و ساختارهای (الگویی ، نمادین، تمثیلی، روایی، مدرن) توام با صناعتی طبیعی و جزءنگارانه ی عینی{objective { قابل انتقال به مخاطبین می باشد.این همان بدعتی است که نیما کوشید با ایجاد تحول در نگرش نسبت به خود و جهان بوجود بیاورد.

چشم ها را باید شست جوری دیگر باید دید - سهراب سپهری

 

هبوط کن از آسمان ناز بر آغوش من/ به یکی بوسه ی کال/ هیهات/ این عشق که ایدون گوی هرچه مرگ « ازبابت اینکه هنوز شعله وریم- نیهیل- ص33»

 

و اما نیهیل

OOOO             

اغلب نقدهای موجود بر نیهیل از منظری معرفت شناسانه  صورت پذیرفت در حالی که هیچیکدام تلاشی در ارائه نکات فنی و تخصصی (فرمیک، ساختارشناسانه) اثر از خود بروز نداده بودند بنابراین کار من در رنسانس بیشتر اشاره به این گونه مسایل خواهد بود. کار ویژه هایی که نیما آنان را پی نهاده و دیگران حدود و ثغور آنها را توسعه بخشیدند.

 

کارویژه های نیما در شعر نو

OOOO

شعر قدیم تحت تاثیر فضاهای ذهنی فلسفی subjective قرار داشت و بشدت مطلق انگار و کلیت نگار بود با خلوت گاه های قدسی و عارفانه اش رسالت تعلیم و تزکیه را به شانه می کشید.

آسمان بار امانت نتوانست کشید        قرعه ی فال بنام من دیوانه زدند  «حافظ»

شاعر دیروز درونگرا بود و در کسوت مرجعیت به مقام پاسخگویی مسئول می گشت اما شاعر امروز تابعیتی عینی {objective} دارد زیرا فضاهای مفید ذهنش در اشغال کامل اسباب و ابزار است؛هم حق به جانب است و هم مطالبه خواه، هم زبان دراز است و هم متزاحم ، هم جز نگار است و هم اعتراض گر، هم پرسش گر است و هم رفرنس گرا.از نظر او زبان آیینه تمام نمای جهان است که باید واتابیده شود نه در حکم وسیله ای است تا از آن عبور کند و به درون جهان خارج از خود راه یابد. او برعکس شاعر مطلق نگر کهن، نه فقط زبان، بلکه جهان و اشیاء مربوط به آن را نیز به مثابه ی یک وسیله و نشانه ای می پندارد تا او بتواند از این رهگذر هم از جهان بگذرد و هم به ماورای خود دست یابد.

ما دخیل بسته بودیم به درخت انس / از درون و برون بودگی / در ماورای خویش / کنار ویرانه هایی که خود بنا کرده ایم { سروده ی متافیزیک انسان ایرانی – نیک سرشت}

نیما به همین دلیل بود که توانست روح زمانه خود را درک کند و دنیایی تازه، به روی شعر بگشاید بدین سان بودکه  او توانست شعر را از تهدید تصلب برهاند .

 

نیهیل و روح زمانه

Oooo

بسیاری همچون جلال آل احمد مهم ترین عامل در شکل گیری کارویژه نیما در شعر امروز را آشنایی و تاثرات وی از فرنگ و ادبیات اروپایی می دانستند برخی هم بعد از او با این سبک جدید در هیبت مکتب به هویت سازی پرداختند و در مقابل طرفداران شعر قدیم صف بندی های جدیدی  رارقم زدند.

بگذار عشق این سان/ مردار وار در دل تابوت شعر تو / تقلیدکار دلقک قاآنی- / گندد هنوز و باز { سروده ی برای خون و ماتیک- مجموعه آثار از دفتر یکم- ص 33- آهن ها و احساس – احمد شاملو}

یا مقابله ای که در دهه 30 شاملو با شاعر حمیدی شیرازی می نماید.

دسته ای دیگر با نفی التزام غیر طبیعی قراردادها در  شعرقدیم ، با کوتاه و بلند کردن مصراع ها و برهم زدن اصل تساوی در ارکان عروضی ، به صورت فرمیک همان سبک و سیاق را دنبال کردند. به هر حال هر کس از ظن خود یار نیما شد بی آنکه اساس کار او را درک کرده باشد.

 محمد حقوقی در مقدمه ی کتاب « شعر نو از آغاز تا امروز» مبانی و اصول شعر نیما را در مقایسه با شعر کهن بررسی می نماید، وی با اشاره مختصر به پنج اصل تاکید می نماید :

1- کوتاه و بلند کردن مصرع ها

2- عدم رعایت قراردادها

3- عدم سخنوری

4- نوع ایهام

5- نوع ساختمان

حقوقی بدون توجه به  کارویژه های شعر نیما که از جمله خصایص شعر امروز محسوب می شوند {استفاده از صناعات طبیعی ، نگرش عینی، ویژگی های کلامی، خلق تصاویر زنده  در فضاهای مناسب } که عمده وجه تمایز آن با شعر قدیم است هیچ سخنی به میان نیاورد.

 آری اینچنین بود که  نیما با درک عمیق از هنر به مثابه یک موجود زنده ،ضمن توجه به نیازمندی هایش اقدام به قالب بندی های شعر جدید نمود . در حقیقت تحول اصلی در نگرش خود نیما شکل گرفت و او این تحول را در شعر متجلی نمود. 

حلالی در نهیل با رسم تصاویر زیبا و قرار دادن آنها در فضای مناسب از زمره راهیان شعر امروز است که اساس کار نیما را درک کرده است و به این منطق رسید.

گنجشک خیس خیابان موجی / که راه خودش را کج کرد و کله شد وسط شط/ تشیع جنازه گلهای کاغذی بر دوش مورچگان/ صلاه الظهر { ماهی سیاه کوچولو- نیهیل- ص 42}

 

هبوط کن از آسمان ناز بر آغوش من/ به یکی بوسه ی کال/ هیهات/ این عشق که ایدون گوی هرچه مرگ {ازبابت اینکه هنوز شعله وریم-نیهیل-ص33)

 

فرم ( FORM ) در نیهیل

Oooo

اگر فرم نباشد هیچ چیزی نیست – نیما یوشیج

حلالی به تمام معنا شاعری پست مدرن است. او در نیهیل با ارتباطی منطقی بین صناعات ادبی و ساختارهای پیشرفته. توانست هماهنگی و تشکل میان اجزاء شعری را با استفاده از تکنیک های لازم در جهت روایتگری بوجود آورد تا از این رهگذر  بتواند مرحله ی نثری را به مرتبه شعری ارتقاء دهد. در واقع کارویژه های نوین در شعر امروز را فقط با چنین آرایشی می توانیم  به منصه ی ظهور برسانیم. حلالی آگاه از این اصول در اثرش توانست خصایص شعر امروز را در فرم سپید حفظ نماید و به آن جان و هویت بخشد.

و در آخرین بند وصیت نامه سه سیگار برگ برای رضا و شهریار و صادق کنار می گذارد/ اتاق همیشه در مه و دود لندن ! / دیگر علی به فکر انقلاب کارگری نیست  NIHIL }- نیهیل- ص- 29 و 30 }

حلالی و این سه تن شاعر یعنی بختیاری اصل، شهریاری و کریمی در ابتکاری جالب اقدام به ایجاد سبکی تازه در فرم شعر گفتار نمودندبطوری که بشکلی شعر «نحو» را نزدیک به زبان و روال طبیعی گفتار نمایند متاسفانه این روند پسنده جای تکامل و مانیفست نویسی عقیم مانده و بسنده در وصیت نامه ها شد.

سپیده/ گیره های موی تو /پراکنده در بستر/ و گیرایی آرمیدنت به شانه هام/ برخاستن شاعر و به روشنا درآوردن سطر تاریک{ مرموزات  POSTMOBERNدر مزمورات داوودی ص45}

 

ساختار حاکم بر نیهیل

Oooo

شعر امروز  بدون ساختار و صناعت ویژه  نمی تواند منظرگه خود را از جهان بیان کند.

 ساختار {الگویی، ساده ، نمادین، تمثیلی ، روایی، پیشرفته} در نیهیل  به طور کامل و شیوا رعایت شده است. ساختار اشعار نیهیل کاملا روایی است و با کاربردی از شیوه های بیانی نثر شاعر از تمام روش های بیانی گفتار و نثر و داستان بهره می گیرد  بی آنکه عبارات در اشعارش لباس نظم و نثر را بر تن بپوشانند کاری که بیشتر شاملو دنبال می کرد به این تفاوت که حلالی قدری بیشتر از شاملو و دیگران این شیوه را توسعه داده است بدون اینکه آن را ایدئولوژیک کند. منطق روایت گری ، منطق اشعار حلالی در نیهیل است .

حدود نیمه دی / سال  هزار و سیصد و پنجاه و پنج گل سرخ/ فصل ها دچار دگردیسی شدند/ اما در آن شب بی جنین/ وقتی که آن پرنده مغموم از شعله ها گذشت/ کتمان مکن کاتب ! { تذکره شوشان ، گنجینه گیسو و هو و طاعون و بتهون- نیهیل- ص 34}

اگر مخاطبی نتوانست شعر نویی را خوب بخواند از دو راه خارج نیست اول اینکه آن شعر یک نثر منقطع است دوم اینکه مشکل در تلقی و خوانش مخاطب وجود دارد .

بی شک کسانی که نیهیل را خوانده اند و نتوانستند با آن کنار بیایند در اصل مشکل آنها از نوع دوم است زیرا این مجموعه اشعار از ساختاری پیشرفته برخوردار است .حلالی با رها کردن بسیاری از قراردادهای قدیمی در شعرجدید، موفق گردید سبک جدیدی را به ادبیات اضافه کند.

مونولوگ ها (تکخوانی) و دیالوگ ها (چند خوانی) و وجود صداهای مزاحم در اشعار نیهیل از جمله بارزترین شیوهای ساختار شناسی در شعر امروز به حساب می آید که مخاطبان را  به وجد می آورد و حوصله شان را سر نمی برد.

و گویا عاشق هم بودند آن دو/ با آن نگاه های بخشنده و البته نوازش گر/ -شما از کجا می دانید؟{ تذکره شوشان ، گنجینه. گیسو و هو و طاعون و بتهون- نیهیل-ص34و35 }

 

(اما ادامه ماجرا از زبان راوی) / دست بر کف پاشنه می زند که/ مزه ی لوطی خاکه / می خندد با دشنه ی دوست در گرده{ حلقه ی مفقوده ی قتل های زنجیره ای – نیهیل- ص 37- 38)

 

(برداشت مخاطب)/ لوطی که اهل خودزنی نیست / و فقط سه سینه خیز خونین دیگر مانده بود تا / مرجان! {حلقه ی مفقوده ی قتل های زنجیره ای – نیهیل ص 37- 38}

 

غنا در نیهیل

 Oooo

نیهیل هم تغزلی  و هم رومانتیک است و این خصلتی  است که  حلالی از شعر قدیم بنوعی در شعر امروز بازآفرینی کرده است وی با غنا بخشیدن به زبان و جهان به مغالطه و مبالغه ی مثبت دست زده است.

 یاکریم ها در فاصله خالی مسلسل ها خواندند/ سرباز به زیر نور منور خواند / نامه ی زنی از آن سوی آب ها را که هرگز نمی شناخت/ سلام ! عشقت را حلال من کن/ با دلیلی که دل است و وسوسه ای که بوسه { به من بگویید این صبح نشان پرندگان را از که بگیریم- نیهیل-ص20}

 

ویژگی های زبانی و بیانی در نیهیل

Oooo

ویژگی های زبانی و بیانی در نیهیل وجود دارد و این امر ثابت می کند که حلالی از مهارت و ابتکار فراوانی در انتخاب کلمه و انسجام آن در جمله و رسم تصاویر برخوردار است. وی هرگز در نیهیل گرفتار نیهیل ساختاری نشده است حتی اگر خوب دقت کرده باشیم به عبارات تقدیمی های  او مثل" برای همسرم نسیم پناه سالیانم "یا "چراغ دلم محمد بیابانی" نثر او به شعر بیشتر گرایش دارد.

 که بر تمام جمله های نیمه تمام باران گرفته است/ گاهی، پگاهی/ که عشق تندتر از قلب پرنده می زند /بگذار دو رکعت گریه بر دامنت بگذارم{ پایان راه که  توباشی – نیهیل- ص6}

 

 ساختار روایی در نیهیل

 Oooo

اجزاء در تشکلی استوار به هم پیوند می خورند و درون مایه ی شعر را می سازند و هم چنین از آنتولوژی مستقلی بهره می گیرند .بیان داستان های تاریخی و مشهور از گذشته و حال مانند اشاراتی که در اشعاری مثل "ماهی سیاه کوچولو" و" قیلوله ای که پزشک احمدی می بیند" و"حلقه مفقوده ی قتل های زنجیره ای" آورده می شود همگی نوعی روایتگری از تاریخمندی به قصه های مشهور  معاصر در قالب ایهام می باشند. اغلب ساختارها از منطق روایی برخوردارند.

حلالی در شعر  "حلول میرزا رضا به خواب های خصوصی شاه شهید" با سود جستن از تاریخ مشخصی یعنی ترور ناصرالدین شاه در صحن شاه عبدالعظیم حسنی (ع) و هم چنین اشاره به کتاب عقل سرخ و حادثه ی تلخ سینما رکس آبادان ، نقش زنان درباری ، شرح واقعه ی روی کار آمدن سلسله قاجار، در پی تشکیل الگویی مناسب اقدام به طراحی درون مایه ی  شعر خود می نماید.

 تعابیر ذهنی در این  شعر از انسجام روایی خوبی برخورددارند که با رویکردی غیر مبالغه ای تشابهات تاریخی را نشان می دهد.

  از این جا به بعد فیلم در رکس می گذرد/ پروانه های شعله ور می آیند /توی قصه ی خواب نما شده/ می چرخند/ می نشینند روی آبروهای بهم پیوسته سرطانی زیبا / همسرم یکی از گل های همین گلدان روی میز بود/ پیوندش زده بودم به کتابخانه/ به وقت مد دریا از تابلوی اتاق بیرون می ریخت {حلول میرزا رضا به خواب خصوصی شاه شهید- نیهیل –ص-46 }

دغدغه های درونی و تلقبات حلالی از سیاست، همان طرح اولیه او در شعر فوق الذکر است شاعر خود جای کلام می نشیند.

 می نوازند چون تو که شش تصویر از لنین را به جای کلید های پیانو می نوازی{ نامه ای برای سالو در دالی – نهیل ص 23 }

 

روز زوال نام تو بر بازوی زخم آجین/ و روز بلوغ جنین از گریه / خطابه ی چندم بود ای عقل خاموش/ خطای چندم (چهار سمت تاریک سهراب به شهر-نیهیل-ص- 16و17}

حلالی در نهیل خود از تمام ابزارهای بیانی نثر و داستان استفاده می کند اما بجای توصیف بیانی نثر، از تصاویر زنده مدد می گیر د.

چگونه وضوی خون سازم؟/ با سنگ ها که از تن این پیر می گذرند/ این پیر نیل جامه / این پرنده ی شگفت که با قدم های زیبا بسوی مرگ می شتابد/ حلاج صحیفه های ارغوانم/ حالا که دست در دست درختی که دار من است{ توبه- نهیل - ص 12 }

 

درون مایه ی نیهیل

Oooo

اشعار نیهیل حماسی و غیر ایدئولوژیک است.حسامیزی های شاعرانه و بلاغت عاطفی پر رنگی در آنان متجلی می شوند. حلالی در نیهیل از مبالغه گویی منفی پرهیز می نماید.

شاعر به این مشکوکی/ یعنی چه/ مدح گلوی پرنده / هجو تیغه ی چاقو / جدا می شوم از آغوش سختت/ که عین سنگ / جداَ { حلقه ی مفقوده ی قتل های زنجیره ای – نیهیل ص 37- }

پروتستانیسم ادبی شالوده درون مایه های شعر حلالی در نیهیل است. انگشت اتهام به سمت اشیاء نشانه می رود.

 شما متهم هستید که یک مین انفجاری را در یک سطر ناشناس شعرتان جاسازی کرده اید { حلقه مفقوده ی  قتل های زنجیره ای- نیهیل- ص -37}

 یک سطر شعر به مثابه ی یک سرزمین ناشناخته، شکاکیت توام با اعتراض کارویژه های نو در شعر سپید است.

 دست بر کف پاشنه می زند که: مزه لوطی خاکه/ می خندد با دشنه ی دوست/ در گرده { حلقه مفقوده ی  قتل های زنجیره ای- نیهیل- ص -38}

در همان صفحه و در همان شعر چندصدایی  دیده می شود حتی برداشت های عارفانه وجود دارد.

پیغام شما را به آن مهتاب مجردغمگین خواهم رساند/ تا آفتاب گرم دوام نیاوردید{ حلقه مفقوده ی  قتل های زنجیره ای- نیهیل- ص -38}

 

بیان سیاست و طنز در نیهیل

Oooo

من با یک دو چرخه بی زنجیر جاری شده ام از سراشیب بسوی چاره شماره یک ویلیام دارسی/ و پشت برج یک تکه ی عینی از توهم مارکز است / آیا کبوتر ها به برج های کهنه باز  می گردند؟ حالا که اگر اثر انگشت لوطی بر صندوق پستی ام جامانده/ و پاک کن ها مانده اند/که این امضای شوخ مال همین قیافه ی جدی ست یا نه؟{ حلقه مفقوده ی  قتل های زنجیره ای- نیهیل- ص -39}

 اوج طنز در قالب سیاست معمولا باید گزنده باشد حال و روز سیاست در جامعه ی امروز ما ، بر عکس سیاست خارجه آمریکاست {قیافه احمقانه و فکرهای بزرگ} چرا که آدم های جدی، عملکردی مسخره دارند .

نیهیل مجموعه اشعاری اشراقی و عارفانه است شاعر تصاویر را در فضاهای حقیقی قرار می نهد.

 حلالی گمشده درون خود را در آثار ایرانی و اسلامی و همچنین جوهره هایی از فرهنگ مدرن غرب جستجو می کند و در این امر بسیار صادق است وی به سراغ نیچه نمی رود.

 نمی شنود/ این پرنده انگار/ نمی شنود/ می روم/ می روم به جای یکی از کتاب های نیچه در کتاب خانه بخوابم/ آنجا که همه کاتبان معاصران کلمه اند/ من میان این آبی مختصر عاشقانه می میرم { تذکره شوشان ، گنجینه. گیسو و هو و طاعون و بتهون- نیهیل-ص-34}

  در واقع کار ویژه ی حلالی در مجموعه اشعار نیهیل چیزی نیست مگر این مهم ، او قد آراسته و کمر همت بسته تا مثل صدرالمتالهین بین نگرش های دیروزین و امروزین در شعر سازش حاصل نماید چرا که نیهیل در واقع مولود این دکترین ادبی است و بهتر که بگویم یک نسخه ی درمانگر است که دغدغه های ادبیات پارسی را در بر دارد.

 

تشخص بیانی در نهیل

 Oooo

عبارات در نهیل، حد و مرز خود را  با عینیت و بیان توصیفی نثر حفظ می کنند. از این طریق هم از بیان عینی سود می جویند و هم استقلال و تشخص بیانی خود را از دست نمی دهند. حلالی در نیهیل از تمام ابزارهای بیانی نثر و داستان سود می جوید و آنگاه با یافتن صناعت و ساختاری پیشرفته به کارش سامان می بخشد.

 پرندگان در دفتر فصل ها غیبت می خورند/ این را فقط من دانستم و آن شاعری که در نامه ای به خودش نوشت:/ خداحافظ تفنگ ها را به موزه بسپارید./  من شمشیرهای شما را در خم شراب پنهان کرده ام { به من بگویید این صبح نشان پرندگان را از که بگیریم –نهیل- ص 20}

 عینیت در نثر توصیفی است و کارش تشریح و تفسیر است . در نثر میان وصف و موصوف همیشه فاصله ای است. زبان نثر وسیله ای است برای گذشتن از آن فاصله و رسیدن به موصوف است . در نثر پیوند میان اجزاء توصیف تابع همان پیوندهای مالوف و معمولی موصوف بیرونی است و جانشین و مابه ازای زبان توصیفی است. کاری که نیما در شعر امروز انجام داد و کمتر کسی به این مسئله واقف گردید.

خلق تصاویر زنده کشف بزرگ شاعران شعر امروز است و آنها باید همچون نقاشان حرفه ای برای اندیشه و احساس معادل تصویری تازه ای خلق نمایند تا ضعف ادراک ناپذیری مخاطبان را جبران کنند. آدمی را از حیرانیت بیروان آورند .آری تصاویر بیش از هر نوع شیوه های دیگر بیانی می تواند شعر را در کسب آزادی یاری رساند. و رهایی شعر را از پیوند های کهنه رهایی بخشاند.

 بخاطر همین است که نیما ویژگی های تبعی و ضمنی در شعر امروز را بدعت گذاشته یعنی کوتاه و بلند کردن مصراع ها ( اصل تساوی طولی مصراع ها) یا کم و زیاد کردن ارکان عروضی (اصل تساوی ارکان عروضی ) در شعر قدیم را وضع  می نماید.

 حلالی در نهیل با پختگی هرچه تمام تر این اصل را در شعر امروز رعایت می کند. او بی آنکه به ورطه ی نثر غوطه خورد با مهارت تصاویر زنده و نو را در عبارت های کوتاه و بلندخود جای می دهد.

 

وزن اشعار نهیل

Oooo

وزن جامد و مجرد نیست و نمی تواند باشد . وزنی که من به آن معتقدم جدا از موزیک و پیوسته به آن فر م اجباری است (نیما یوشیج)

نیما با کوتاه و بلند کردن مصراع ها در شعر نوین اوزان قراردادی شعر قدیم را که بسیار دست و پاگیر بود از میان برداشت  و نوعی انتظام طبیعی را بر شعر امروز بنا نهاد و از حیث کمیت و کیفیت آن را تابع ضرورت های درونی منطبق بر صورت طبیعی کلام قرار داد و با در نظر گرفتن وزن هر مصراع در پایان هر پاره بیت  استقلال وزنی اشعارش را حفظ می کرد یعنی انتظام طبیعی را جانشین انتظام مصنوعی کهن نمود. 

موزیک که در شعر سوبژکتیو قدیم (ذهنی) بتبع همان صفت مصنوع را بروز می داد از این به بعد در سبک نیمایی نمی توانست به نقش خود در شعر جدید ادامه دهد.  بنابراین وجودش در شعر امروز چندان ضرورتی را ایجاد نمی نماید.

  ایجاد وزنی هماهنگ در کل شعر امروز فقط با فاصله گرفتن از موسیقی قدیم میسر ، مضاف بر پیوند آن با موسیقی ترکیبی و تالیفی امکان پذیر می گردد. و در تشکیل انتظام طبیعی شعر امروز  نقش بسزایی را ایفا می نماید.

 در شعر قدیم اوزان قراردادی قادر به تولید یک انتظام طبیعی از کلام نمی شدند . در شعر امروز وزن در بین مطالب یک موضوع  فقط به شکل هارمونی بازتولید می شود بنابراین نیما دو کار مهم دیگر هم انجام داد ؛ او التزام غیرطبیعی وزنی ( یعنی وجود یک وزن واحد) در تمامیت شعر را نفی نمود و ساختار وزنی موسیقیایی را در خدمت شعر درآورد یعنی ایجاد هارمونی در شعر امروز را بدعت گذاشت .دوم اینکه نیما با نفی قراردادی قافیه در شعر دیروز و نحوه ی کارکرد آن در شعر امروز موجودیت و استقلال جدیدی را در ادبیات پارسی بنیاد نهد.

حلالی با وقوف کامل از کارویژه های شعر امروز برای کلام شعر رتبه ای متعالی تر از وزن بنام هارمونی قائل می شود.این مهم در سراسر مجموعه اشعار نیهیل به صورت  هم آوایی کلامی به چشم می خورد که به مثابه ی نخ تسبیح مصراع ها و ابیات را به هم  مرتبط می سازد:

باید کتف های سبزت را می بوسیدم / کنج امن گریه های خودم را یعنی / پیش از آنکه از دست شستن قصابان در حوض/ ماهی های قرمز بمیرند. {قیلوله ای که پزشک احمدی می بیند – نیهیل- ص-50}

حلالی با دور شدن از موسیقی تکرار و هم جواری با موسیقی ترکیب و تالیف موجبات منطقی وزنی هماهنگ در کل شعر را در نیهیل ایجاد می کند و آن را  در مصراع ها و پاره های مختلف شعر به کار می گیرد بدین ترتیب وزن در مجموعه اشعار نیهیل محقق می شود.

 انتظام طبیعی ماحصل هارمونی است که مصراع ها و ابیات به طور مشترک وزن را تولید کرده اند زیرا یک بیت و مصراع به تنهایی نمی توانند وزن مورد نظر را تولید کند.

 

وجود تعین زمانی و مکانی درنیهل

Oooo

اشعار در نیهیل حلالی از تعین و تشخص خاصی برخودار می شوند و دو عنصر اصلی یعنی زمان و مکان در آن نقش اساسی را ایفاء می کنند. وی با جزءنگاری در صناعات طبیعی همچو نیما کوشیده است از اشیاء و اجزاء پیرموانی برای ذکر اسامی عام، مدلول و مابه ازای عینی بیافریند و به آن اجزای کلی و فاقد تشخص شخصیت و عینیتی زنده ببخشاند.

 وی برجستیگی های درونی و بیرونی جهان شاعرانه ی خود را از این طریق اعلام می کند.جریان سیال زمان و مکان و گاه شمارهای تاریخی در شعر حلالی از مسيرهای گوناگون می گذرند و رنگینه های بومی به خود می گیرند مثل رودخانه ی کارون که در بخش اندیکا فیروزه ای رنگ  و در جلگه ی اهواز خاکستری فام می شود. تمام اشیاء و اجزاء موجود در نیهیل تر و تازه و حی و حاضرند، تا غیبت هوشی مخاطب را در پذیرش مفهوم جبران کنند.

 زن، هر سه شنبه ی زخمی/ گونه هایش را به انار می بخشد/ من چگونه بهار را به چهره اش بازگردانم؟/ گاهی که عزم آغوشش کنم.{ پایان راه هاکه توباشی_ نهیل ص - 5}

 

 بر لبان فرشته ای که با امرداد/ در یک عصر پائیزی قدم می زند. {امرداد –نهیل ص- 9}

 

روح جنگل ها ارزانی واژگان تو باد/ ای تحلیل رفته میان تنهای قلب نوح / با سایه های نحس / بیش از این بوسه ها مگوی. {قرار با مرگ راس ساعت سفر- نهیل - ص-11}

 

از بابت اینکه هنوز شعله وریم/کوه بیدارمی شود از تصنیف/ تو به دیر و مو به دیر یک فراموشی کوه! {ازبابت اینکه هنوز شعله وریم-نیهیل-ص-32}

نیما نیز، زمان و مکان ، جغرافیای انسانی و زبان خود را با همان شاخصه های محلی در شعر آورده است.

ماه می تابد، رود است آرام/ بر سرشاخه ی اوجا، تیرنگ/ دم بیاویخته، درخواب فرورفته،ولی درآیش/کارشب پا نه هنوزاست تمام.{نیما یوشیج}

توصیف و تفسیر جزءنگارانه ی نیما و وجود تعین زمانی و مکانی در سروده ی فوق به شکل ارتقایی آوروده شده است به گونه ای است که حلالی هم از وجود جنگ در جغرافیای انسانی خود از منظر خویش با دنیای ادبیات گفتگو می نمايد.

سرباز به زیر نور منور خواند/ نامه ی زنی از آن سوی آب ها را که هرگز نمی شناخت/ سلام !  عشقت را حلال من کن.{ به من بگوئیداین صبح نشان پرندگان را از که بگیریم- نهیل - ص-20-21 }

خط آهن و همزیستی شاعر نیهیل با عناصر موجود در شکل گیری تاریخ و خاطرات او بی شک همان حرف های داشته ی او برای گفتن است که این ویژگی ها همان معیارهای اصلی در دادن نمراتی است که اساتید در کارنامه های ادبی شاعران منظور می نمایند.

آرام گاه این سر بی سودا / شانه ات / ای سیاه چشم های تو قشنگ/ غمت کم ! / از کوپه شماره ی3، واگن نه، قطار نمی دانم از کدام شهر گم شده سر درخواهم آورد/ این کوپه با خودش امضای سربازانی را می برد که با تیری در چشم خود عمق فاجعه را تاب می دهد { اهواز که پایتخت جهنمی وقتی که- نیهیل- ص-27}

 

آرکائیک(میترائیسم) و باستان گرایی در نیهیل

Oooo

میترائیسم نام حلقه ی ادبی است که حلالی و چندتن از شاعران جنوبی در دفاع از ارزش های باستانی در حوزه ی فرهنگ و ادبیات به ویژه زبان تشکیل داده اند و تاکنون اقداماتی در مانیفست نویسی آن بعمل آورده اند. درک خصایص زبان دیروز و بکارگیری آن در شعر امروز از دیگر نکات فنی است که در نیهیل مراعات شده. حلالی نه تنها متکی به نیروهای اکتسابی و عقبه ی دانش آموختگی خود است بلکه دارای روح لطیف شاعرانه است. فخامت ادبی و لحن پاک از خصایص دیگر شعر حلالی در نیهیل است و آفرینش های زبانی بسیاری  در آثار وی یافت می شود.

وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم/ عین خود حافظ لامذهب/ من بی خدا بت پرست شدم {تا بنویسم برای تو شعری- نیهیل – ص-26}

بهره مندی از توش و توان زبانی درخور و شایسته باستان که بفراموشی سپرده شده و احیای آن توسط حلالی در مجموعه اشعار نیهیل نشان از وجود دغدغه های درونی و احساسات ملی و میهنی شاعر دارد.

که در میخانه ی بین راه تا می تواند شلوغ می کند/ از گیسوان تو که در سور و سوگ سیاه/ من می برم دیگر می برم از آخر تباه می کند این عشق جوانیم را می دانم / اهواز که پایتخت جهنمی وقتی که قهر می کند او با من/ وقتی که با نازترین صدا نهیب می زند/ نیستی تو    امید سابق من نیستی تو { اهواز که پایتخت جهنمی وقتی که-نیهیل-ص-28}

و اين همان کاری ست که شاملو در آن نسل توانست  پس از نیما در شعر امروز ایجاد کند.

گرفتم که فریاد برداشتم/ یکی تیغ در جان شب کاشتم /مرا تیغ فریاد برنده نیست/ در آن مرده آباد که ش زنده نیست {سرود- از مجموعه لحظه ها وهمیشه -دفتر یکم- احمد شاملو- ص -413}

 

 رخش واره شهیه/ یال افشان/ ایستاده فراز گودال / معصومیم   همیشه به لبخند بر خاک می افتیم/ تعبیر مغمومی دارند /این اسب هابا بال های ترک خورده بر کتیبه ها نه؟ {مرموزاتpostmodern- در مرموزات داوودی- نیهیل-ص-44}

 توان بخشی به واژگان و زبان در عبارت بالا دیده می شود با این تفاوت که  نیهیل کاملا پست مدرن خلق شده است . به نظر من حلالی در شعر حلقه ی مفقوده ی قتل های زنجیره ای به سبکی مستقل و تشخصی منحصر به فرد می رسد زیرا وی در این شعر موفق به کشف بیان و ساختار شعری خود مي شود که هم اثر را از آسیب نثر بدور می سازد و هم به دستاوردی پیشرفته دست می یازد.این شعر مانند اقیانوسی است که شاعر فقط در مجمع الجزایر آن آفتابی می شود دیالوگ های بینامتنی، صداهای متزاحم ،تعویض مناسب فضاها ، انتخاب تصاویر، در بین روایت ها، از ویژگی های ماهرانه ی شاعر در خلق ساختار و فرم و محتوا محسوب می شود.

از این به بعد سلام و بوسه ات را بفرست به صندوق پستی ام / انزوای بی اندازه ی دوست - 61335 { حلقه معقودی قتل های زنجیره ای- نیهیل-ص-37}

 

ساختار تمثیلی درنیهیل

Oooo

حلالی با ترسیم تصاویر در فضای متناسب و قرینه سازی دقیق از موسیقی و هارمونی کلام توانست ساختار تمثیلی اشعار در نیهیل را ساماندهی کند. بر اساس این مولفه حسامیزی های عارفانه در موجودیتی بدیع خلق می شوند.

گیسوان زنی ست / افشانیده بر حروف / آرام / کاف/ اینجا درنگ زمان بر ارتفاع زخم / لام / آنجا آوازی شقه شقه / الف/ که خنیاگران هرکدام تنها / میم {حروفیه- نیهیل- ص-14}

 

نامه ات را به دوایر لرزان سپرده ام/ چند ملائکه از کلمات / دارند برای قبض جان متن فرو می آیند/ سردار! / که اسرار هویدا می کنی.{نامه ای برای سالوادردالی - نیهیل- ص-23}

صنعت ایهام در تمثیلی بینامتنی که اشاره مستقیم و بی واسطه با داستان منصور حلاج در سروده ی نامه ای برای سالوادور دالی آورده شد کاملا پست مدرن ارائه گردید.

من سالوادر دالی (....1904 ) عادات و قوانین شما را در پای واقعیت بخشی به رویاها قربانی می کنم/ من (......) سرکوبگر دستگاه منطق به قطب خویش عزیمت می کنم) / my secret life  {نامه ای برای سالوادور دالی- نیهیل-ص23}

 

حالا تو ساده ای مثل خودت/ مثل نسیم که نیست و اینجاست رو به روی بیست و دوسالگی ها / نامت بر ارغنون های بی سمت می رود/ بعدازظهر مدفون در روح ارغوانی گلایول ها { تذکره شوشان ، گنجینه گیسو و هو و طاعون و بتهون- نیهیل-ص36}

حلالی شاعری تغزلی و پست مدرن نيز سرشار از احساس و عاطفه است.

 

ساختار نمادین درنیهیل

  Oooo        

حلالی شاعری شمایل شناس و نمادپرداز است. شگرد اصلی او تعمیم بخشی معنایی بین نماد و ایهام و ایجازاست. اشعارش از حیث مولفه های زیبايي شناسانه مشتمل بر تکنیک های هنری (ترکیبی ، تلفیقی ، تذهیبی ) در وجوهی ارکائیک و با  استخدام از وانموده ها ی حسی مثل صدا، رنگ، بو، نور و جهت ،حرکت، حس و حدس سروده می شود.

وی با ادغام صناعات ادبی می کوشد مخاطبین را در موقعیت اقناع قرار دهد.ابزار کار حلالی در خلق این نوع ساختار نشانه شناسی است.

خطابه ی چندم بود ای عقل خاموش؟/ خطای چندم/ به یادآر / چار سمت تاریک سهراب را / به ظهر {چارسمت  تاریک سهراب به ظهر _ نیهیل- ص-23 }

لحن حلالی در این سروده کاملا ارکائیک، نمادها در تلفیقی ناگسسته در تعلیق صدا (خطابه ی چندم- خاموش به عنوان نماد ) و حس و حدس (عقل و خطای به عنوان نماد) 

 

نوستالوژی در نیهیل

Oooo

آری حلالی راهی جدا از نیچه می پیماید. او در آبی مختصر( ایرانویچ) عاشقانه می میرد:

نامت بر ارغنون های بی سمت می رود/ بعدازظهر مدفون در روح ارغوانی گلایول ها (تذکره شوشان-ص-36)

حسامیزی های عارفانه در این عبارت به اوج خودش می رسد .روح لطیف شاعرانه و نوستالوژی غنی شده و گیرايی در ذات کلمات جای می گیرند. قرارگرفتن دو واژه ی (ارغنون و ارغوانی) در سروده ی فوق تبحر شاعر را در بکارگیری از تکنیک برتر در صنعت ادبی جناس نشان می دهد که در ذهن مخاطب تصاویر مثل یک فیلم تداعی می شود.

 این کوپه با خودش امضای سربازانی را می برد/ که با تیری در چشم خود/ عمق فاجعه را تاب می دهند. { اهواز که پایتخت جهنمی وقتی که- نیهیل- ص 27}

شعر کاملا پست مدرن بالا، امضاء سربازان خاطرات را در ذهن شاعر تداعی می بخشد و رنجی از حادثه ای تلخ روح شاعر را بقول هدایت مثل خوره می خورد. وجود این چنین عباراتی در شعر، حلالی را به مقام شاعری بر می نشاند.

از این اتاق که بی عطر تو می میرد. (اهواز که پایتخت جهنمی وقتی که –ص- 27)

 

زن آن سوی آب ها / آخرین بوسه اش را بر روی موج ها می نویسد (قرار با مرگ راس ساعت سفر ص 10)

 

روح جنگل ها ارزانی واژگان تو باد / ای تحلیل رفته میان تنهای قلب نوح / با سایه های نحس/ بیش از این بوسه ها مگوی ( قرار با مرگ راس ساعت سفر ص 11)

 

تشیع جنازه ی گل های کاغذی بر دوش مورچگان / صلاه الظهر / دو صندلي مرده بيرون اورژانس (ماهی سیاه کوچولو-نیهیل-ص-42)

بیان آئین و اسطوره در محتوی اشعار پست مدرن ،کاری است جدید که  حلالی و دوستانش در حلقه ی ادبی میتراييك دنبال می کنند.

خطابه ی چندم بود ای عقل خاموش؟/ خطای چندم/ به یادآر /  چار سمت تاریک سهراب را / به ظهر {چارسمت تاریک سهراب به ظهر – نیهیل- ص- 23 }

 حلالی شاعری عمیق و ابهام برانگیز است و از صنعت ادبی ابهام بخوبی سود می جوید. او یادی از صمد بهرنگی می کند بی آنکه نامی از او به میان آورد.

آبی را می فشرد ته حوض/ فاعل مجهول با دو شاخک پروانه بر سر / حباب ها.....تا تهی / ارس/ بس نمی کنی. (ماهی سیاه کوچولو- نیهیل- ص-43)

 

روایتی از تاریخ معاصر

 Oooo

و سوی چشم گرگ بیابان اگر چراغ باشد/ من با شما تا شب بعد نمی مانم / مگر نمی دانید پرنده ای که با او قرار ملاقات دارم/ از بتهون شماره ی پنج کر است/ و چشم چپ خود را گذاشته برای خاموش کردن سیگار پنجاه و هفت/ نمی شنود / این پرنده انگار/ نمی شنود {تذکره شوشان ، گنجینه گیسو و هو و طاعون و بتهون- نیهیل-ص36}

ایهام توام با ابهام، نماد و نشانه گذاری هایی رمزی، دکوراسیون  اشعار را مرتب مثل صحن تئاتر تعویض می نماید. در این عبارت از شعر، (چشم گرگ و چراغ) و (پرنده و بتهون) تا چشم چپ و سیگار پنجاه و هفت، نشانه می گذارد برای مخاطب، تا ارتباط معنایی اش را دریابد.

خراباتی کنج دلمان داشتیم/ و ذکر کبوتر بر لب/ تو از آتش وقتی که هیزمش بال پروانه باشد نمی ترسی؟ { حلول میرزا رضا به خواب های خصوصی شاه شهید- نیهیل- ص-46}

از عشق/ وقتی که در چشم های معشوق (العین) مخفی شده باشد/ خواب نماهای تاریخی نشسته اند روی صندلی های صامت سینما رکس ( حلول میرزا رضا به خواب های خصوصی شاه شهید ص-47)

دقت كنيد به ارتباط معنایی بین ایهام (کبوتر و بال پروانه) در خواب نماهای (تاریخی و سینما رکس)

حلالی فاش تر از فاش در قالب ساختارهای تمثیلی و نمادین در اشعارش سخن می گوید از تاریخ و حوادث زمانه ی خودش با روایت های بینا متنی از تاریخ گذشته و تاریخ جاری، گویا تاریخ در شعر حلالی یگانه عنصر لا یتغیر است.

 

ساختار الگویی  در نیهیل

Oooo

اشعار نیهیل حماسی و غیر ایدئولوژیک می باشند. حسامیزی های شاعرانه و بلاغت عاطفی پر رنگ در آنان متجلی می شود. حلالی در نیهیل از مبالغه گویی پرهیز می نماید.

 شاعر به این مشکوکی/ یعنی چه/ مدح گلوی پرنده / هجو تیغه ی چاقو/ جدا می شوم از آغوش سختت/که عین سنگ { حلقه ی مفقوده ی قتل های زنجیره ای – نیهیل ص- 37- }

پروتستانسیم ادبی شالوده درون مایه های شعر حلالی در نیهیل است و گویی کارش متهم کردن اشیاء و افراد مشکوک است.

 شما متهم هستید که یک مین انفجاري را در یک سطر ناشناس شعرتان جاسازی کرده اید (حلقه مفقوده قتل های زنجیره ای- نیهیل- ص- 37)

یک سطر شعر به مثابه ی یک سرزمین نا شناخته (شکاکیت توام با اعتراض)

 دست بر کف پاشنه می زند که مزه لوطی خاکه/ می خندد با دشنه ی دوست/ در گرده. ( حلقه مفقوده قتل های زنجیره ای- نیهیل- ص- 37)

در همان صفحه و در همان شعر چندصدایی  دیده می شود حتی برداشت های عارفانه موجود است ،

پیغام شما را به آن مهتاب مجرد غمگین خواهم رساند/ تا آفتاب اگر دوام نیاوردید.( حلقه مفقوده قتل های زنجیره ای- نیهیل- ص- 38)

 

ساختار ساده در نیهیل (تجلی فرم در ساختار)

 Oooo

ویژگی های زبانی و بیانی در نیهیل وجود دارد و این ثابت می کند که حلالی از ابتکار و مهارت فراوانی در انتخاب کلمه و انسجام آن در جمله برخوردار است . ضعفی که شاعران بزرگ هم دچار آن بوده اند اما می بینیم که این ضعف در کار حلالی وجود ندارد. حلالی در نیهیل هرگز گرفتار نیهیل ساختاری نشده است. جمله های کوتاه تقدیمی در نیهیل مثل "برای همسرم نسیم پناه سالیانم" ،"به چراغ دلم محمدبیابانی"،نثر او را به شعرنزدیک ترمی کند

که برتمام جمله های نیمه تمام باران گرفته است /گاهی،پگاهی/که عشق تندتر از قلب پرنده می زند/ بگذار دو رکعت گریه بر دامنت بگذارم {پایان راه که توباشی- نیهیل-ص-6 }

 

همه ی تقصیرها را به پای من بنویس/ من بودم که ژرف ترین معانی را به خواب های تو داده ام/ من بودم ایمان آورنده ي اولین به الهه ای ناشناس {سروده ی ناروایت- نیهیل-ص-7}

عبارات فوق در سروده های پایان راه که توباشی و ناروایت نمونه ای بارز در ساختار ساده ی توام با لحن محاوره ای است بدین گونه فرم در ساختار پژواکیده می شود.

از جمله برجستگی های موجود در نیهیل اشراف و آگاهی شاعر نسبت به فرایند های ساختاری است. وی با قرار دادن اندیشه و احساس و این همانی های ادیبانه در صناعات ساده تشکل نهایی اثر را در ساختار شعر فراهم می آورد و درونمایه ی نهایی شعر را می سازد پس مفاهیم در روح شعر ظهور می یابند:

درختان ایستاده به خواب می روند و می میرند/ تو بر دست صبح بنویس/ انبوه گنجشکان جست و خیز/ که هر صبح رستاخیزی کوچک است/  و هر رستاخیز / صبحی بزرگ / تو در گوش راه بند پچپچه مکن/ که این اورمزد غمگین که در تاقچه نشسته است / جریان رودها را می داند.{ مسافر –نیهیل-ص-8}

حلالی در مسافر با کلماتی مثل جست<